به چه کسی باید نشان شجاعت داد؟
پای عکس گلشیفته در فیسبوک کامنتهایی میخواندم که دود از سرم بلند میشد؛ آفرین، تو زن را از اسارت بیرون کشیدی! تو شجاعت را معنا کردی! تو بر علیه ظلم تاریخی به زن شوریدی! و قس علی هذا... . من نمیدانستم برای معنا کردن شجاعت باید برهنه شد! نمیدانستم در نظر دوستان، برهنگی برابر با آزادی است و همیشه برای آزادی معادلهای متعالیتری در نظر داشتم.
بیبیسی در توضیح این اقدام مینویسد: "این عکس جزو مجموعهای است که از ژان موندینو، عکاس سرشناس فرانسوی، از شانزده بازیگر جوانی که نامشان برای نامزدی بخش بهترین "بازیگر مستعد" جوایز سینمایی سزار مطرح شده است، گرفته است. همچنین فیلم کوتاهی از این بازیگران منتشر شده است که آنها را در حال عریان شدن نشان می دهد. این فیلم برای مراسم سزار ساخته شده است." و در ادامه میگوید: "واکنشهای مثبت و منفی به انتشار این عکس بسیار چشمگیر بوده است." و در این رابطه مینویسد: "در بسیاری از این نظرات کاربران ضمن دفاع از این عمل گلشیفته فراهانی، کار او را شجاعانه خواندهاند." و این طور ادامه میدهد: "در مقابل نیز مخالفان برهنه شدن گلشیفته فراهانی در مقابل دوربین را عملی مذموم بر شمردهاند و آن را مغایر با ارزشهای یک زن دانستهاند."
طبیعی است که این موضوع هم موافقان و مخالفانی داشته باشد اما نظرات موافقان شبه روشنفکر و جملات حماسی آنها و حمله و تاختن آنها به دیگرانی که با این حرکت مخالف بودند باعث تأسف بود. دوستان آزاد اندیش مثل همیشه شروع به توهین و تمسخر و تهمت زدن به دیگران کردند و شعار آزادی بیان و اندیشه دادند. چرا او باید در نشان دادن این عریانی آزاد باشد و دیگران در تفسیر و تحلیل و مخالفت با آن آزاد نباشند؟ کسی عکس برهنهی خود را در معرض دید عموم قرار میدهد و آن را وارد حوزهی عمومی میکند پس طبیعی است که عموم دربارهی آن بحث کنند و با آن مخالفت کنند. اگر در حوزهی خصوصی بود، اگر پردههای خانه را کشیده بود و در خلوت خود برهنه میشد و از خود عکس میانداخت و عکسش را قاب میکرد و به دیوار خانهاش میزد به خودش مربوط بود. در این صورت بود که نه کسی میتوانست آن را محکوم کند و نه کسی نگاه عاقل اندر سفیه بیاندزد و آن را بستاید.
این رفتارها و این سطح تفکر من را یاد داستان «لباس جدید پادشاه» هانس کریستیان اندرسن میاندازد:
دو خیاط تصمیم میگیرند در ازای مقدار پول زیادی لباس ویژهای برای پادشاه بدوزند که آدمهای احمق از دیدن آن عاجزند و فقط انسانهای عاقل و با فضل و کمالات قادر به دیدن آن هستند. خیاطها شروع به کار کردند و روزها گذشت. لباس خیالی آماده شد اما هیچکس نمیتوانست آن را ببیند، نه پادشاه و نه هیچکدام از نزدیکان پادشاه. اما از ترس اینکه احمق نامیده شوند شروع به تعریف و تمجید از لباس خیالی پادشاه کردند. پادشاه هم که حسابی ذوق کرده بود، تصمیم میگیرد لباس جدیدش را در معرض دید عموم قرار دهد و به میان مردم میرود. هیچکس چیزی نمیدید اما چه کسی جرأت داشت به لخت بودن پادشاه اقرار کند؟ آخر در این صورت، احمق بود و دیگر جزو انسانهای عاقل و با فضل و کمالات محسوب نمیشد. پس همه شروع به تعریف و تمجید و بهبه و چهچه کردند. آفرین، چه لباس زیبایی! چه پارچهای! چه دوختی! همه مشغول تحسین و اظهار فضل بودند که ناگهان کودکی از میان جمعیت فریاد زد: اما پادشاه که لخت است، او که چیزی نپوشیده...
نمیدانم این کودک کی قرار است در بین این جمعیت ظهور کند و بهشان بگوید که پادشاهشان لخت است. هفتهی گذشته اتفاق مهمتری هم افتاد اما بعضیها فقط بلدند لایکهایشان را صرف مدونا و آنجلینا جولی و بازیگران برهنه کنند. من انتظار داشتم بمب گوگلی درست شود و کمپین "چرا دانشمندان ما را میکشید؟" راه بیفتد. سوالم این است که غرور ملیتان فقط با تیتر فارسنیوز علیه بازیگر برهنه جریحهدار میشود؟ اصلا فهمیدید دانشمند مملکتتان کف خیابان ترور شد؟ اسم مصطفی احمدی روشن را شنیدهاید؟ برای غرور ملیتان اتفاقی نیفتاد؟ برای کودک چهار سالهاش اشک ریختید؟ ناراحت شدید؟ یا مشغول تحسین لباس جدید پادشاه بودید؟
عکس مصطفای شهید ما به خاطر شهادت دست به دست میشد و عکس هنرمند محبوب و مردمی به خاطر برهنه بودن. مصطفای عزیز ما وقتی مشهور شد که به جرم دانشمند بودن و در راه اعتقادات و وطنش به شهادت رسید. (که همان بلندترین مرتبهای است که انسان میتواند به آن دست پیدا کند) و آن هنرمند محبوب و مردمی برای مشهور شدن، برهنه شد. (یعنی به نازلترین و پستترین دستاویز شهرت چنگ زد)
به نظرتان کدام ارزش بُلد شدن و کمپین راه انداختن دارد؟ از چه کسی باید دفاع کنید و به چه کسی باید نشان شجاعت داد؟ اصلا معنی شجاعت و اقدام شجاعانه را میدانید؟
پیوند:
نقدی بر استدلال مالکیت بر بدن خویش / زهرا اچ بی
برچسبها: مصطفی احمدی روشن, شهادت, روشنفکری, برهنگی, گلشیفته فراهانی






